تبليغاتX
سیب . سبب

سیب . سبب

عجب اب زلال و خنکی . کاش اب یه سیب می اورد

رسیدن

می خواهم باشم

همینی که هستم

گاهی هم یک قدم آنطرف تر

شاید در همسایگی همسایه ای که همه می گویند

احساسی شدی

سعی می کنم بهتر باشم

مثل ماه دور

مثل بالهای کبوتر

همه هیجان برای رسیدن

+ نوشته شده در  جمعه 1 اردیبهشت1391ساعت 17:33  توسط فیروز کریمی   | 

دعوت

دعوت
+ نوشته شده در  شنبه 20 اسفند1390ساعت 10:4  توسط فیروز کریمی   | 

حاجیان چه خوش می آیند

حاجیان چه خوش می آیند!

اما من،برادرم،مادرم،

اصلا همه کس و کارم

شهرم ،وطنم

همه و همه

حیران و سرگردانیم

حاجیان چه خوش می آیند!

ما در انتظار اندکی نور بودیم

به حد شاید کمی گرمی برای اتاق

اینان  به خیالشان در حوض نور آب بازی می کنند

حاجیان چه خوش می آیند!

ما تنها مانده ایم با فقرای شهر

حاجیان طلب یار و فریاد شستشوی گناهان دارند

حاجیان به خیالشان چه خوش می آیند

بگذارید بیایند

چه می دانند؟!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آذر1390ساعت 14:28  توسط فیروز کریمی   | 

کیست

این کیست که می گذرد ؟

از ا ندوه به وقت تنهائی من

تا شادی به حد هیجان تو

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آذر1390ساعت 12:19  توسط فیروز کریمی   | 

دو راهی

از دو راهی افراط و تفریط قدم در جاده خاکی و پر مشغله اوسط گذاشتم

مسیر صراط المستقیم سخت ناهموار است

افراطیان ازادند و تفریطیان بی غم

اوسطیان اما

همه طرف دار اوباما شدند

من در غم ازادی زندانم

زندانی کج و کوله با دیوار های زمخت

انبوه یادگاری های در تاریکی

هیجان خواندن تک به تک شان ارزوست

اما صبر کن

اینان نوشته های اوباشان است یا دلیران

اصلا من اینجا چه کار می کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آذر1390ساعت 11:19  توسط فیروز کریمی   | 

شاید تلخ

متبرک ترین افتاب هستی

انگشتکان تو را می شمارد

و از چین و چروک سالیان سعودی دارد تلخ

چنین ناباورانه در اندوهم

گاه امواج مغزم ،تازیانه وار از ذهنم می گذرند

و گاه دگر نسیم ملایم به اشتی دستهایم می وزد

اما تند!

شاید تلخ

 

+ نوشته شده در  شنبه 28 آبان1390ساعت 9:27  توسط فیروز کریمی   | 

صبح من و شب تو

صبح من و شب تو

جغرافیای ما

نوشته های بی صدای

و این فاصله ها

اندوهیست از صبح من

تا

نوازش موهای یلداییت

تقدیم به خانم فرزانه رحیمی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1390ساعت 9:17  توسط فیروز کریمی   | 

حواسم باشد

باید حواسم باشد

  • تا نشود که نیست شوم

  • و یا اینکه با خود تنها بمانم

  • باید دور شوم از ضربان قلب و نفس نفس های تکرار

  • تو هم مراقب باش

  • + نوشته شده در  شنبه 16 مهر1390ساعت 7:14  توسط فیروز کریمی   | 

    احساس من

    حس احساس تو احساس من است
    + نوشته شده در  سه شنبه 29 شهریور1390ساعت 14:29  توسط فیروز کریمی   |